نمی شناسیمش. حتی اگر در خیابان او را ببینیم. اما آن هایی که باید بشناسند، خوب می شناسندش. همان هایی که سال هاست رویاهایشان به خاطر او به کابوس تبدیل شده است. به خیال آن ها اگر او نبود، امروز در کلاس های جغرافیا باید نقشه خاورمیانه را جور دیگری به بچه ها یاد می دادند. چند سال پیش نیل تا فرات را در سر می پروراندند و بعد از آن خاورمیانه بزرگ را در برنامه داشتند ولی امروز با چشمان خود می بینند که مردی همه نقشه هایشان را آن چنان به باد داده است که امروز دنبال این اند که همین چند ده کیلومتر اشغال شده را از دست ندهند. او خواب را بر چشم بسیاری از آن ها حرام کرده است.

در بحبوحه جنگ تحمیلی فرماندهی پیروان حضرت ثارالله را در لشگر 41  بر عهده داشت و در اوج شجاعت همراه با متانت همراه با دیگر فرماندهان رشید سپاه ، خواب را بر چشم صدامیان حرام کرده بود. دست تقدیر بود که یارانش یکی یکی به آسمان پر بکشند و او بماند به عنوان "بقیه الشهداء" و خدا به این وسیله اثبات کند که از جمع شهدا عده ای را زنده نگه می دارد تا با زندگی خویش به مقام متعالی شهادت برسند. و چند وقت قبل بود که فرمانده کل قوا به پاس همه فعالیت هایش، درجه سرلشگری را به او اعطا کرد تا رسما بشود: "سرلشگر قاسم سلیمانی".

دشمنانی که خدا را به خاطر حماقتشان شاکریم، تهدید می کنند که باید "حاج قاسم" را ترور کرد. با نگاه دنیایی و کوته بینانه آن ها قطعا این بهترین کار است و برداشتن مانعی بزرگ و محکم، از سر راه. اما مثل همیشه اشتباه می کنند. اولا آن ها فکر می کنند که انقلاب اسلامی فقط یک قاسم سلیمانی دارد. "بقیه الشهدا" کم نیستند. اگر روزی همت و باکری و خرازی و زین الدین رفتند، انقلاب نه تنها تضعیف نشد بلکه با خون آن ها استوارتر هم شد، خون سلیمانی ها هم در تنومند کردن درخت انقلاب نقشی خواهد داشت غیرقابل توصیف. و دوما آن ها معنای خشم انقلابی را هنوز نمی فهمند. آن ها نمی دانند که اگر خراشی بر صورت سربازان انقلاب بیفتد، چه دست هایی برای قطع کردن دست ها و بریدن نفس های عاملان آن بلند خواهد شد؟ نمی گویم امتحانش ضرر ندارد. می توانند امتحان کنند و ضررهایش را با تمام وجود در یابند.

حاج قاسم سلیمانی این سال ها خوب نقش "مالک اشتر" را برای سیدنا القائد بازی کرده است. اما دیگر قرار نیست آن چه بر سر دست راست علی آمد، بر سر مالک اشترهای سیدعلی هم بیاید. نه این جا معرکه صفین است و نه بسیجیان سیدعلی خوارج نهروان ساز. امروز مالک اشتر های سیدعلی بر پشت خیمه معاویه ها رسیده اند و ما به جای آن که سیدعلی را مجبور به بازگرداندن مالک کنیم، حتی اگر عمروعاص ها قرآن را سر نیزه کنند، با خون خود پشتیبان مالک ها هستیم. پس ای مالک! سر معاویه در انتظارست و علی منتظر خبر فتح الفتوح! دنیا در پیچ تاریخی خود به انتظار عملکرد شما نشسته است.