وقتی تهدیدکنندگان می ترسند!
یکی از قطعه های پازلی که طی چند ماه اخیر استکبار جهانی در مواجهه با ایران طراحی کرده است، چند روز قبل با ماموریت سردمداران رژیم صهیونیستی کلید خورد و طی آن به طرق مختلف از سوی رسانه ها و مقامات صهیونیست نزدیک بودن حمله نظامی اسراییل به ایران القا شد و در عرف بین الملل این یعنی یک تهدید نظامی محکم از سوی جریان استکبار علیه جمهوری اسلامی ایران. اتاق های فکر غربی ها که در چند وقت اخیر برای برنامه ریزی فشارهای سنگین بر ایران بسیار مشغول و سرگرم بوده اند، تلاش کردند تا پس از گزینه های تحریم مقامات و بلوکه کردن دارایی های آن ها! در بانک های اروپایی، تحریم هواپیمایی جمهوری اسلامی، فشارها و تحریم ها به خاطر مسائل حقوق بشری و گزارشات احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر که با گزارش خود و با استناد به صحبت های گروهی از اپوزیسیون اوضاع حقوق بشر در ایران را بسیار نامطلوب معرفی کرد، ساخت سناریوی مضحک ترور سفیر عربستان در ایالات متحده توسط نیروی قدس سپاه و در آستانه گزارش متوهمانه و بدون مستند آمانو مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، اصلی ترین و مهم ترین گزینه فشار خود یعنی تهدید به حمله نظامی را در بالاترین سطح عملیاتی کنند تا جمهوری اسلامی ایران را به سمت آن چه می خواهند مجبور به حرکت کنند.
امروزه اگر بدون هیچ یک از قطعات دیگر پازل یعنی تحریم و فشار و ...، جریان استکبار یکی از دولت های جهان را فقط تهدید به حمله نظامی کند و هم چون صهیونیست ها با مانور موشکی 7000 کیلومتری و رزمایش مشترک هوایی بر فراز ایتالیا، علیه آن دولت چنگ و دندان نشان دهد، چه اتفاقی برای آن دولت و برای مردم آن کشور رخ خواهد داد؟
تجربه نشان داده است که در طول تاریخ دنیا و حتی در کشور خود ما در دوران پس از مشروطه و دوران جنگ های جهانی، تهدید یک کشور به حمله نظامی از سوی ابرقدرتی هم چون آمریکا حداقل نتیجه ای در حد سقوط دولت ها را در آن کشورها به همراه خواهد داشت. فلج شدن سیستم اقتصادی و کاهش قیمت سهام در بورس های آن کشور و مسائلی از این دست هم که جزو حتمیات خواهد بود.
اما پس از این تهدیدات نظامی سنگین علیه جمهوری اسلامی ایران که حتی وزارت دفاع انگلستان هم خبر از آمادگی برای همراهی با آمریکا و اسراییل در این عملیات مشترک نظامی داد، کدام یک از این گروه ها بیشتر متضرر شدند و از این مقدمه برای هجمه بیشتر ترسیدند؟ دولت؟ مجلس؟ مردم؟ بورس؟ بازار؟ مراکز دانشگاهی؟ نیروهای مسلح؟ یا ...؟
بر خلاف تمام دنیا هیچ کدام از این ها، آن گروهی نبود که بسیار ترسیده بود. دولت ما که در همان اولین لحظات، موضع قاطع خود را نشان داد که هیچ کسی حق و البته جرات دست اندازی به این کشور پهناور را ندارد. برای فهمیدن این که مردم ذره ای هم ترس به دل خود راه نداده اند، اصلا لازم نیست تا با دوربین و میکروفون به سطح شهر برویم و از آن ها سوال بپرسیم. دیدن زندگی عادی مردم و رفتارهای معمولی آن ها در سطح شهر پاسخ قاطعی به تهدیدات دشمن است که البته اگر از آن ها سوال هم پرسیده شود میزان قاطعیت و آمادگی در برابر تهدیدات را هم می توان دریافت و اگر پای عمل هم وسط بیاید میزان آمادگی حقیقی برای دنیا روشن خواهد شد. فعالیت های اقتصادی ما هم ترسی در مقابل خود ندیدند که بخواهند به خاطر آن تلاطمی در بازار ایجاد کنند. شاید کشور ما تنها کشوری باشد که در آن شاخص های بورس در برابر تهدیدات سنگین نظامی، نه تنها سقوطی آزاد را تجربه نمی کنند بلکه به شیب صعودی خود نیز ادامه می دهند. بی باکی و نترس بودن نیروهای مسلح ما را هم جهانیان می توانند فقط برای نمونه در چند موضع گیری فرماندهان ارشد سپاه و ارتش ما نظاره کنند. کسانی که به جای ترس و دلهره در کلام و مواضعشان، سخن از ده برابر یک تجاوز می زنند و چنان قاطع پاسخ می دهند که همه دنیا فرق واقعیت را با بلوف های سیاسیون درک کنند و در راس همه آن ها فرمانده معظم کل قوا (حفظه الله) در مراسم دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران با ابهت و اقتداری کم نظیر می فرمایند: ((هرکس که فکر تجاوز به جمهوری اسلامی ایران، در مخیلهاش خطور کند، باید خود را آماده دریافت سیلیهای محکم و مشت های پولادین ارتش، سپاه و بسیج و در یک کلام ، ملت بزرگ ایران کند.)) تا دشمنان این انقلاب بفهمند با چه جامعه ای و چه مسئولانی روبرو هستند.
پس چه کسانی از تهدید به تهاجم نظامی علیه ایران ترسیدند؟ این بار هم بر خلاف تمام معادلات دنیا، قضیه متفاوت است. در هیچ کجای دنیا این گونه سابقه ندارد که تهدید کنندگان، خود بیشتر از همه از تهدید خود بترسند. نگاهی گذرا به آن چه در سطح دنیا در این هفته ها رخ داده است، به خوبی نشان می دهد که هیچ کسی به اندازه مقامات رژیم صهیونیستی از این تهدیدات و یا عملیاتی شدن آن ها نترسیده اند. "ایهود باراک" وزیر جنگ تندروی رژیم صهیونیستی، بلافاصله پس از اعلام این خبر در رسانه های اسراییلی نظیر هاآرتص که وی و نتانیاهو در کابینه صحبت از آمادگی برای حمله به ایران کرده بودند، در مصاحبه با رادیوی این کشور اعلام می کند که از گزینه نظامی طرفداری نمی کند. "شائول موفاز" وزیر جنگ سابق رژیم صهیونیستی که اکنون ریاست کمیسیون امنیت و سیاست خارجی پارلمان را بر عهده دارد، در برابر تهدیداتشان علیه جمهوری اسلامی بیان می کند که ((گزینه نظامی علیه ایران بدترین گزینه است)) و از رسیدن موشک های ایران به بعضی کشورهای اروپایی و اشتباه بودن این خیال که در صورت حمله، آن ها از خطر ایران مصون هستند سخن گفته است. "عاموس گیلعاد" معاون سیاسی وزیر جنگ اسراییل هم در این بحبوحه در یک عقب نشینی، از تهدید هسته ای نبودن ایران سخن گفته است و از مخالفت رییس ستاد مشترک و رییس اطلاعات ارتش، موساد و شین بت با درگیری با ایران خبر می دهد. "مائیر داگان" رییس سابق موساد، از نبود رهبری مناسب و ریسک مسئولین فعلی این رژیم در حمله به ایران ابراز نگرانی می کند. "افرایم هالی وی" رییس اسبق موساد در مصاحبه با مجله تایم تاکید می کند که حمله به ایران، نتایج ویران گری در بلند مدت برای اسراییل به دنبال خواهد داشت. "شلومو گازیت" رییس سابق دایره اطلاعات نظامی ارتش اسراییل در گفت و گو با معاریو تاکید می کند که حمله به تاسیسات هسته ای ایران منجر به فروپاشی اسراییل خواهد شد و ما پس از این حمله موجودیت نخواهیم داشت.
داستان جالبی است داستان زندگی این روزهای دهکده جهانی. عده ای دیگران را تهدید به حمله نظامی می کنند ـ جدا از این که هیچ کسی تهدیدکنندگان را کاری ندارد حتی سازمان ملل که بر اساس منشور خود وظیفه حفظ صلح را بر عهده دارد ـ و در مقابل آن تهدید شوندگان چنان قاطعانه پاسخ تهدیدات را می دهند که خود تهدید کنندگان بیشتر از همه از تهدیدهای خودشان می ترسند. داستان جالبی است. دیگر گذشته است آن روزهایی که عده ای مستکبر باشند و عده ای مطیع و پیرو مطلق. داستان دنیا سمت و سوی دیگری گرفته است. روزگار قلدری ابرقدرت ها پایان یافته است. از این پس آینده دنیا را نود و نه درصدها تعیین می کنند.
بعدا نوشت : همین مطلب در روزنامه کیهان . یاعلی