زلزله ای در راه است ؟
زلزله ای در راه است ؟
همه چیز تقریبا از بیست روز پیش شروع شد . دکتر احمدی نژاد در سخنرانی در جمع برگزارکنندگان مانور عظیم دوازده فروردین برای آمادگی هر چه بیشتر در مقابل زلزله ، همه وزارت خانه ها و ارگان های مربوطه را مکلف ساخت تا خود را برای زلزله آماده سازند و حداقل هفته ای یک بار مانور زلزله برگزار نمایند ، زیرا زلزله تهران حتمی است !!!
همین جملات ،آغازی بر یک تراژدی بود که تقریبا هر روز به آن پرداخته شد که با نیم نگاهی به روزنامه ها و سایت ها و اندکی بودن در میان مردم و شنیدن سخنانشان این قضیه کاملا مشهود بود . علامت سوال بزرگی بالای سر همه مردم دیده می شد . مگر چه شده است گسل های به زیر خاک خفته که همه این چنین به یادش افتاده اند ؟ حتی ذهن من به خاطر مطالبی که چندی پیش خوانده بودم ، به هارپ هم مشکوک شد . ( هارپ به گفته بعضی یک سیستم پیشرفته آمریکایی است که امکان کارهای مختلفی از جمله ایجاد زلزله و از کار انداختن و سقوط هواپیما و ... را دارد . راست و دروغش بر گردن مدعیان ) . اما چند روز بعد خبر دیگری تقریبا پایان داد به همه احتمالات . خبری مبنی بر این که یکی از علمای تهران ( که بعدا کاشف به عمل آمد که منظور آیت الله خوشوقت است ) در پیامی به رئیس جمهور از وی خواسته است تا به مردم اعلام کنند که برای زلزله آماده شوند که به خاطر افزایش گناهان احتمال زلزله بسیار زیاد است .
قبل از ادامه بحث باید این نکته را یادآور شوم که بروز بلایای طبیعی نظیر زلزله به خاطر کثرت معاصی ، به واسطه وجود روایات متعدد از حضرات معصومین (علیهم السلام) در بین مسلمانان امری کاملا پذیرفته شده است که داستان ها و حکایات زیادی درباره بروز این اتفاقات و بعضا رفع این ها به واسطه وجود خوبان نقل شده است . پس با این تفکر همه به فکر افتادند که باید کاری کرد . اما از آن جایی که همیشه ما در پی راحت ترین کارها هستیم ، مسئولین امر عکس العمل های بسیار جالبی در برابر این وقایع نشان دادند . واقعا به نظر شما هدف آیت الله خوشوقت از اعلام این مطلب به رئیس جمهور ، ترغیب دولتمردان برای آمادگی مقابله با بحران و مدیریت آن بود یا کار و تلاش برای کاهش گناه در جامعه ، فعالیت برای کاهش جمعیت پایتخت بود یا رفع و حل معضل بی حجابی ( آن قدیم بود که می گفتیم بدحجابی ! ) به عنوان بارزترین مصداق گناه و علنی ترین نوع آن . در این چند روزه هر قدر که سخن از مهاجرت معکوس و کاهش جمعیت و کمپ های مدیریت بحران شهری و مقاوم سازی و از این دست مطالب شنیده ایم ، کاش یک دهمش درباره چاره اندیشی در مبارزه با مصادیق علنی گناه می شنیدیم . نمی دانم ، شاید شیشه های تمام دودی ماشین های پلاک قرمز هنوز نگذاشته اند مسئولین وخامت اوضاع را درک کنند که اگر زمانی در این شهر هفتاد و دو ملت فقط در خیابان های لوکس بالای شهر یادت می رفت که در مثلا ام القرای اسلامی حرکت می کنیم ، امروز دیگر هیچ جای شهر کم از بالای شهر ندارد . شاید هم مسئولین ما هم چون پزشکانی هستند که با مسکّن مخالفند و فقط اعتقاد به درمان تدریجی دارند . حتی اگر این بیمار بیچاره قبل از درمان کامل از درد بمیرد . درست است ، من هم قبول دارم که هیچ کس با کار نیروی انتظامی و برخورد های این چنینی ، با حجاب نمی شود . اما این حرف ها جای دیگری دارد . آقایان بیمار دارد از دست می رود . وقتی در کوتاه مدت نمی شود درمان کرد ، درد را تسکین هم نباید داد ؟ گشت ارشاد ( البته عقلانی و نه با باتوم که تبلیغات بر علیهش درست کنند ) درمان نیست ، اما مسکن که هست . وقتی طبق معمول کارهای فرهنگیشان ( البته اگر هم که انجام شود ) نتیجه عکس می دهد ، شاید گشت ارشادشان اگر درست عمل کند موجب شود حداقل از ترسشان کاری کنند .
به هر حال چه زلزله بیاید و چه خداوند ارحم الراحمین باز هم از صدقه سر خوبان و مقربان و عزاداری های بر ابی عبدالله (ع) گناهان ما را موجب عذاب نکند ، باید کاری کرد . کاری فراتر از گشت ارشاد و کارهای وزارت ارشاد . قطعا اگر هر کسی کار خود را در حیطه مسئولیتش به درستی انجام دهند ، انشاالله مشمول عذاب الهی نخواهیم شد . که البته همه این ها به معنای عدم کار برای مقابله با مخاطرات طبیعی از جمله کاهش جمعیت این سوپر کلان شهر و آمادگی برای مدیریت بحران نیست . یا علی
به نام حضرت دوست